به تو فكر ميكنم و.
...به خانه اي که گرچه تو نیستی اما خیال تو در آسمانش پر می زند .
به آنجا که غروبش بوی رفتن تو و طلوعش رنگ بی بازگشتی توست .
مكاني که همه جایش بوی غم دارد .
اما عزیز دل
می دانی که غم تو نیز آوای زیبای زندگی من است .
آری من بی تو و در انتظار بازگشت محال تو به زندگی در این دنیا عادت کردم
و تو چه خوب مفهوم عادت را می دانی .
چون بیاد دارم روزی را که می گفتی : به من عادت نکن
شاید آن روز باید به معنای این واژه می رسیدم .
که تو مسافری و از شهرمن کوچ خواهی کرد
تا همان ابدیتی که من در انتظارش نشسته ام
و تو چه زیبا معنای انتظار را می دانی .
اما من از هر آنچه که خواستی به من بیاموزی تنها عادت و انتظار را آموختم .
اما میدانی پشیمان نیستم .
چون آنچه در مکتب تو آموختم مرا ماندنی کرد .
.. مانده ام تا همیشه منتطر تو بمانم...

+
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 11:58 توسط S&N
|