تبليغاتX
سودای دل

















سودای دل

صادقانه دوستت دارم

 

 

وجود خود را به زلال دریائی نگاه تو میسپارم

و لحظه ناب شکفتنت ، همه زندگی من است

یک آسمان عشق به یمن تولدت به تو مهربانم هدیه میکنم

 

 

 

 

 

در 2شهريور۱۳۶0 دنیا صدای گریه کودکی را شنید

که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است . . .

امروز را با هم لبخند میزنیم … تولدت مبارک . . .

 

.

+نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت21:40توسط S&N | |

 

 

اي همه غمگين اگر تنها شدي من با توام

خسته دل وز هر كه وز هر جا شدي من با توام

گر به كنج بي كسي آميختي با درد خويش

دلگران از مردم دنيا شدي من با توام

از غمت گريان منم گر تا سحر مانند شمع

اشكريزان در دل شبها شدي من با توام

اي عزيز همزبان اي هم نفس اي عشق من!

خسته گر از گنبد مينا شدي من با توام


كامران بودي اگر جانت سلامت شاد باش

ور به كام درد جانفرسا شدي من با توام

اي دو چشم اشكريزان!در دل شب هاي تار

هر زمان از دست غم دريا شدي من با توام

اشك غمگينت به دل خون ميكند؛اي واي من

ناله كمتر كن اگر تنها شدي من با توام

 

 

تو تنها نيستي

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت18:1توسط S&N | |

 

 

مهربانم

با تو عهدی ميبندم نا گسستنی

فراموش نشدنی

و ماندگار

قلبم را به تو هدیه میدهم

به تو که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست ميدارم

به تو که روحت را

سرشتت را

وجودت را ميپرستم

و به آن عميقاً عـشق ميـورزم

ای عزیز ِ ستودنی

مهربان ِماندنی

نازنین ِ خواستنی

بدان و آگاه باش که من

تو را
هيچگاه

هيچ کجا

هيچ لحظه ای

تنها نخواهم گذاشت

صادقانه دوستت دارم

+نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت14:36توسط S&N | |

 

۱۳۸۷/۱۰/۰۳

 

 

 

 کاش آرزوهای بزرگ تو در دستان کوچک من بود

 تا تمامی ان را به تو می بخشیدم ....

 به دستانت نگاه کن ....

 چون ارزوهای کوچک من در دستان بزرگ توست و تنها تو میتوانی ارزوهایم را براورده کنی .....

 آن هم با گفتن

 تولدت مبارك

 

 

 

 تولدم مبارك

+نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت13:55توسط S&N | |

 

 

آدم وقتی عاشق باشه:

دریا رو عاشق میبینه.باد رو فارق حس میکنه.آسمون رو اسطوره پاکی میدونه.بارون رو آیینه زندگی

میدونه . شب رو شاعر ترانه های بیکسی............

اما

تو عاشقتری از دریا وفارقی از تمام دنیا و بهانه ای برای پاک زیستن...

و تو تمام دنیای منی...

 

 

 دنياي من (s)

 

 

 

در کنار جاده های دلواپسی با یک بغل یاس منتظرت می مانم

دلواپسیهایم را به شب میبندم و قاصدکهای خیالم را به سویت پرواز میدهم و منتظرت میمانم

از نا مهربانیها خسته ام و زیر سکوت قلبهای اهنی میشکنم و با دلی اسیر و تنها منتظرت میمانم

تو را در سپیده دم فرداها میبینم و صدای ارام و دلنشین را چون باد صبحگاهی میشنوم

همان صدای دلنشین تو که امید فرداهای من است ....

+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت10:58توسط S&N | |

 

 

می نویسم برای عزیزی که قلبش با قلبم ٬ وجودش ٬ وجودم و عشق او عشق من است

كاش مي شد تولدت رو با هم جشن بگيريم

يه دنيا دوستت دارم

تولدت مبارك

 

۱۳۸۷/۰۶/۰۲ 

 

تولدت مبارك

 

 تولد تو تولد همه خوبيهـــــــــــــــــــــــــــاست

تولد تو اغازيست براي، يه دنيا مهربـــــــــــاني

تولد گذشــــــــــــــــــــت

تولد فداکــــــــــــــــــــاري

تولد همه پاکيهـــــــــــــــــــــــــا

تولد احســــــــــــــــــاس

تولد دوست داشــــــــــــــــــــــــتن

تولد خوشبختــــــــــــــــــــــــي

تولد اميـــــــــــــــــــــــــــــد

تولد ارامـــــــــــــــــــــــــــــش

تولد يک فرشــــــــــــــــــــــــــــــته

تولد يک زيبايـــــــــــــــــــــــــــــــي

تولد بهـــــــــــــــــــــــــار

تولد زلالي دريـــــــــــــــــــــــــــــا

تولد عشــــــــــــــــــــــــــــق

تولد يک انسان به تمام معنا واقعـــــــــــــــــــــي

تولد تمام روزهاي قشنگ زندگــــــــــــــــــــــــــــــي

تمام واژه ها براي توصيــــف خوبـــــي هاي تـــــو حقيرنــــد

و هنوز جمله اي که بشه تو رو باهاش وصف کـــــرد متولد نشــــده

تبريك دست خالي مرا با سخاوت بي حدت بپذير

تولدت مبارك

  

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت17:19توسط S&N | |

 

كاش ميدانستي

دل من با تو به معراج خدا خواهد رفت

دل من با تو فقط ميماند

چشمهايم ز شكوفايي عشق تو فقط ميخواند

 

كاش ميدانستي

عشق من معجزه نيست

عشق من رنگ حقيقت دارد

اشكهايم به تمناي نگاه تو فقط ميبارد

 

كاش ميدانستي

دختري هست كه احساس تو را مي فهمد

دختري هست كه از اسم قشنگ تو دلش تنگ شده

دختري از تب عشق تو دلش ميگيرد

دختري از غمت امشب به خدا مي ميرد

  

تو فقط پاك تني

تو فقط مال همين قلب پر احساس مني

وازه هايم چقدر پيش رخت نا چيزند

اشكهاي دل من زير قدوم تو فقط ميريزند

تو نميداني من

چقدر عشق تو را ميخواهم

وسعت پاكي چشمان تو هست

روشني بخش تمام راهم

 

آسمان پيش نگاهت به زمين مي افتد

آسمان كمتر از آن است كه بگويد من چقدر تو را ميخواهم

تو صدا كن مرا

تو صدا كن كه پر از رويش يك ياس شوم

تو بخوان تا همه احساس شوم

 

كاش ميدانستي

شعر هاي دل من پيش نگاه تو بخاك افتادست

كاش چشمان تو دل را به افقها ميبرد

كاش احساس دلم

توي دستان تو و پيش نگاهت مي مرد

 

به سرم داد بزن

به سرم داد بزن تا كه بدانم تو حقيقت داري

تا بداني كه به جز عشق تو اين قلب ندارد كاري

باز هم اين همه عشق

اين همه عشق براي دل تو ناچيز است

آسمان را به زمين وصل كنم؟

يا زمين را همه لبريز زسر سبزي يك فصل كنم؟

 

نيستي تا كه بداني نفسم ميگيرد

بي تو احساس دلم ميميرد

دل من با تو به افلاك سفر خواهد كرد

از همه زيور اين خاك گذر خواهد كرد

من به اعجاز دو چشمان تو ايمان دارم

بي تو من يك بغل احساس پريشان دارم

 

+نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت12:15توسط S&N | |

 

تا حالا به اين فكر كردي كه چقدر دوست دارم ؟

به اين فكر كردي كه هيچ وقت نمي خوام تو رو از دست بدم ؟

 به اين فكر كردي كه هميشه در هراس اينم كه يه روز ، روز جدايي مي رسه ؟

اما نه !!!

 ميخوام از زمان با هم بودن استفاده كنم .

 تا هستي سعي كنم بهترين خاطرات رو با تو داشته باشم.

 خاطراتي شيرين براي آينده اي تلخ .

 و من هر روز با صداي تو ، با خنده هاي تو ، خاطره اي شيرين به دفتر خاطرات ذهنم اضافه مي كنم

براي آينده اي كه نمي دونم چي مي شه؟؟؟

ilove you

 

چيزي در درونم هست

به اندازه تمام نبودن هايم

گاه عذاب وجدان هايم

زندگي ام ، روياهايم

و بودنم...............

چيزي در درونم بود

چيزي مثل زندگي

مثل دلتنگي ، دلتنگي براي كوچه اي كه زماني عابرش بوديم

دلتنگي براي آن عابر

چقدر دلم براي خودم و خودت تنگ شده است

 

+نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت11:37توسط S&N | |

 

مهربانم، ای خوب !

 یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که این جا بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو، تک و تنها به تو می اندیشد

و کمی، دلش از دوری تو دلگیر است....

مهربانم، ای خوب!

 یاد قلبت باشد؛

 یک نفر هست که چشمش ، به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش اینست؛

 زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد..

مهربانم، ای خوب!

 یک نفر هست که با تو تک و تنها، با تو پر اندیشه و شعر است و شعور! پر احساس و خیال است و سرور!

مهربانم، ای خوب!

 یاد قلبت باشد؛

 یک نفر هست که دنیایش را، همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده

 و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد.... ،…

www.khordad25.blogfa.com

من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم


در غمستان نفسگير، اگر
نفسم ميگيرد
آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم


من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت21:28توسط S&N | |

 

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،
در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد
.

من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گلهاو تمام سخاوت هاي
عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد
.

او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن
دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است
.

اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد
از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد
.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم
...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز

يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين
من و تو

با اينكه اشك چشمهام صفحه مانيتور را تار كرده است ميگويم

به اندازه تمام نبودن هايت دلم برايت تنگ شده

 

نه

نه

من تو را به هيچ كس نميدهم

به هيچ كس...........،...

 

 

من(بي تو)(تنهام)



+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت20:47توسط S&N | |

 

به تو فكر ميكنم و.

...به خانه اي که گرچه تو نیستی اما خیال تو در آسمانش پر می زند .
به آنجا که غروبش بوی رفتن تو و طلوعش رنگ بی بازگشتی توست .
مكاني که همه جایش بوی غم دارد .
اما عزیز دل

می دانی که غم تو نیز آوای زیبای زندگی من است .
آری من بی تو و در انتظار بازگشت محال تو به زندگی در این دنیا عادت کردم

و تو چه خوب مفهوم عادت را می دانی .
چون بیاد دارم روزی را که می گفتی : به من عادت نکن
شاید آن روز باید به معنای این واژه می رسیدم .
که تو مسافری و از شهرمن کوچ خواهی کرد
تا همان ابدیتی که من در انتظارش نشسته ام

و تو چه زیبا معنای انتظار را می دانی .
اما من از هر آنچه که خواستی به من بیاموزی تنها عادت و انتظار را آموختم .

اما میدانی پشیمان نیستم .
چون آنچه در مکتب تو آموختم مرا ماندنی کرد .

.. مانده ام تا همیشه منتطر تو بمانم...

من اينجا(تنهام)

+نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت11:58توسط S&N | |

 

 تولدم مبارک

۱۳۸۶/۱۰/۳

روز تولد خودم رو به خودم تبریک میگم

 

 باهفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك

با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك

يه قلب عاشق با يه حس بيقرار و كوچك

فقط ميخواد بهم بگه تولدت مبارك

 

سارا جونم تولدت مبارك

 

 

همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن

 تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزو قشنگتر می کنه
به هر حال تولدم مبارک
!
تولد همه کسایی هم که امروز تولدشونه مبارک باشه

 

+نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت14:55توسط S&N | |

 

آن سيه دست سيه داس سيه دل كه تو را

چون گلي با ريشه

از زمين دل من كند و ربود

نيمي از روح مرا با خود برد

نشد اين خاك به هم ريخته هموار هنوز...

 

ساقه اي بودم پيچيده بر آن قامت مهر

ناتوان نازك ترد

تند بادي برخاست

تكيه گاهم افتاد برگهايم پزمرد

 

روزها طي شد از تنهايي مالامال

شب همه غربت وتاريكي و غم بود وخيال

همه شب چهره لرزان تو بود

كز فراسوي سپهر

گرم مي امد در ايينه اشك فرود

نقش روي تو در اين چشمه پديدار هنوز......

 

تو گذشتي و شب و روز گذشت

آن زمانها به اميدي كه تو بر خواهي گشت

پاي هر پنجره مات

مي نشستم به تماشا تنها

گاه بر پرده ابر

گاه در روزن ماه

دورتا دورترين جاها مي رفت نگاه

بازميگشتم تنها

هيهات..........

 

چشمها دوخته ام بر دروديوار هنوز

دوستت دارم بسيار هنوز......

 

 

دوستت دارم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت12:41توسط S&N | |

 
گاهي که دلم به اندازه تمام غروبها مي گيرد
چشمهايم را فراموش ميکنم
اما دريغ که گريه دستانم نيز مرا به تو نمي رساند
من از تراکم سياه ابرها مي ترسم و هيچ کس
مهربانتر از گنجشکهاي کوچک کوچه هاي کودکي ام نيست
و کسي دلهره هاي بزرگ قلب کوچکم را نمي شناسد
و يا کابوسهاي شبانه ام را نمي داند
با اين همه...
نازنين .......
اين تمام واقعيت نيست
از دل هر کوه کوره راهي ميگذرد
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد
و شبي نيست که طلوع سپيده اي در پايانش نباشد
از چهار فصل دست کم يکي  بهار است
من هنوز تو را دارم....
                        من هنوز تو را دارم....
 
                                            

+نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت22:9توسط S&N | |

 

خدايا تنها ماندم

هيچ فكر نميكردم

به جرم عاشقي اينگونه مجازات شوم

قلبم شتابان ميزند

شمارش معكوس براي انفجار در سينه ام

ومن تنهايي خود را درآغوش ميكشم

ديگر كسي به سراغم نخواهد آمد

تنها ماندم

تنها......

                                                            دلم گرفته

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت21:32توسط S&N | |

 
 
براي رسيدن به تو
 پا پيش گذاشتم
خودم را قسمت كردم
تو را سهم تمام روياهايم كردم
 انصاف نبود
تو كه ميدانستي با چه اشتياقي
خودم را قسمت ميكنم
پس چرا
زودتر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي
براي خداحافظي
خيلي دير بود
خيلي دير ....
 
كجايي؟ 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت19:0توسط S&N | |

 

دلم تنگ است

دلم اندازه ي حجم قفس تنگ است

سكوت از كوچه لبريز است

صدايم خيس و باراني است 

نميدانم چرا در قلب من پاييز طولاني است

                                                  سارا تنهاست

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت16:32توسط S&N | |

                   کاش قلبم درد پنهانی نداشت ...

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت7:13توسط S&N | |

فرياد من از داغ توست... 

بيهوده خاموشم مکن

حالا که يادت مي کنم ...

 

                                                          ديگر فراموشم مکن

 

+نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت16:43توسط S&N | |

 
قسم به اون نگاه مهربونت         من تا ابد تو عاشقی باهاتم

 تو راه عشق کم نمی آرم هرگز   یه عمریه خاطر خواه چشاتم

قربون اون چشمای ناز و زیبات    که خوابو هر شب از چشام گرفته

  دل نگرونم بشنوم یه روزی       که معشوقم با یه غریبه رفته

ازمن رو بر نگردون ای زیبا رو      که تو خدامی تو رو می پرستم

 وقتی کنارمی تو رویای شب      جون می گیره با تو دل شکستم

 اگه یه روز زل نزنی تو چشمام    دنیا خراب می شه یه هو رو سرم

   تا روزی که مال منه نگاهت      دل نمی دم به هیچ کسی دلبرم

 تا آخرین لحظه ی مرگم قسم     تار نمی شه تصویر چشمات واسم

  این دل دیگه خراب عشقت شده   نا مهربون مهربون باش با دلم

 

 

+نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت16:37توسط S&N | |

خدايا امشب پنجره دلم را به سوي تو ميگشايم ميخواهم با تو اي معبودم ، اي كسي كه تمام

 

بودو نبودم از توست خلوت كنم. 

                                                        فقط با تو .......

 

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت18:26توسط S&N | |

 

یخ زدم ....دارم ترک بر می دارم ...

بوی خون می دهد سیمانهای این کوچه بن بست

به خاطرخدا به خاطر من به خاطر بشریت چشمهایت را نبند

هنوز هم دستهایی هستند که ملتمسانه تورا می خوانند

 وسکوتی انتظار فریادت را میکشد
                                                         انتظار فریادت....
 
 
 
 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت15:14توسط S&N | |

زندگی مال تو

 

 

مرگ مال من

 

راحتی مال تو

 

گرفتاری مال من

 

شادی مال تو

 

غم مال من

 

همه چی مال تو

 

 

          ولی تو مال من      

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت14:49توسط S&N | |

قلب شيشه اي

كاش مي دانستي ..........

 

دل من با تو فقط مي ماند

 

چشمهايم ز شكوفايي عشق تو فقط مي خواند


 

كاش مي دانستي ......

 

عشق من رنگ حقيقت دارد

 

 

اشكهايم به تمناي نگاه تو فقط مي بارد


 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت15:9توسط S&N | |

وقتی خاطرات آدمی زیاد میشه

 دیوار اطاقش پر از عکس میشه

ولی........

 دلش واسه اونی تنگ میشه که نمیتونه عکسشو روی دیوار بزنه

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت11:24توسط S&N | |

گفتمش: دل مي خري؟!

پرسيد چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روي خاک افتاده بود

جاي پايش روي دل جا مانده بود

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت7:34توسط S&N | |

نمیشه...

نميشه از برق چشات به صبح فردا نرسيد

به تو نميشه دل نبست نميشه از تو دل بريد

 نميشه پشت پا نزد به روزگار لعنتي

نميشه آواره نشد تو اون نگاه قيمتي

 

+نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت7:10توسط S&N | |

پــيداست هــنوز شقايق نــشدي

زنـداني زنـدان دقــايق نــشدي

وقتي کـه مرا از دل خــود مي راني

                                               يعني که تو هيچوقت عاشق نشدي

 

                   

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت7:39توسط S&N | |

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست

                                   خو کرده قفس را میل رها شدن نیست


        من با تمام جانم سربسته و اسیرم


                               باید که با تو باشم در پای تو بمیرم


+نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت21:40توسط S&N | |

درياي نگاه .....

 

به چشمان پريرويان اين شهر

به صد اميد مي بستم نگاهي

مگر يك تن از اين ناآشنايان

مرا بخشد به شهر عشق راهي

 

به هر چشمي به اميدي كه اين اوست

نگاه بي قرارم خيره مي ماند

يكي هم، زينهمه نازآفرينان

اميدم را به چشمانم نمي خواند

 

غريبي بودم و گم كرده راهي

مرا با خود به هر سويي كشاندند

شنيدم بارها از رهگذاران

كه زير لب مرا ديوانه خواندند

 

ولي من، چشم اميدم نمي خفت

كه مرغي آشيان گم كرده بودم

زهر بام و دري سر مي كشيدم

به هر بوم و بري پر مي گشودم

 

اميد خسته ام از پاي ننشست

نگاه تشنه ام در جستجو بود

در آن هنگامه ي ديدار و پرهيز

رسيدم عاقبت آن جا كه او بود

 

"دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس"

ز خود بيگانه، از هستي رميده

از اين بي درد مردم، رو نهفته

شرنگ نااميدي ها چشيده

 

دل از بي همزباني ها فسرده

تن از نامهرباني ها فسرده

ز حسرت پاي در دامن كشيده

به خلوت، سر به زير بال برده

 

به خلوت، سر به زير بال برده

"دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس"

به خلوتگاه جان، با هم نشستند

زبان بي زباني را گشودند

سكوت جاوداني را شكستند

 

مپرسيد، اي سبكباران! مپرسيد

كه اين ديوانه ي از خود به در كيست؟

چه گويم! از كه گويم! با كه گويم!

كه اين ديوانه را از خود خبر نيست

 

به آن لب تشنه مي مانم كه ناگاه

به دريايي درافتد بيكرانه

لبي، از قطره آبي تر نكرده

خورد از موج وحشي تازيانه

 

مپرسيد، اي سبكباران مپرسيد

مرا با عشق او تنها گذاريد

غريق لطف آن دريا نگاهم

مرا تنها به اين دريا سپاريد

 

+نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت14:59توسط S&N | |